اول که خبر درگذشت ناگهانی مرجع عالیقدر را شنیدم، شوکه شدم. فکر کردم یک حقه ژورنالیستی است. راوی کلی قسم و آیه آورد که باور کن راست است! بعد نتوانستم خبر را هضم کنم و تا مدتی در بهت بودم. احساس می کردم همه چیز تمام شد!
دیشب تمام آرزویم این بود که امروز راه باز باشد و بتوانیم به مراسم برسیم!
صبح آرزویم برآورده شد. جلویمان را نگرفتند. رفتیم و به مراسم رسیدیم! در سیل جمعیت گم شدیم. چه گم شدن لذت بخشی بود! چه تشییع باشکوهی! چه حمایت زیبایی و چه تجدید پیمان محکمی شد با آزادی و ارزش هایش!



حالا الان، در این لحظات که ثانیه ثانیه به تولد مهر نزدیک می شویم دلم روشن است که خورشید آزادی دوباره در این سرزمین طلوع خواهد کرد.