چهارشنبه ها، از ساعت 19 تا 21 در دبیرستان پسرانه رشد (میدان چیذر، خیابان حکمت، بعد از ماست بندی قدح) کلاس تفسیر نهج البلاغه برگزار می شود. استاد کلاس، آقای مصطفی دلشاد تهرانی و بانی برگزاری کلاس، مجمع احیای فضیلت دینی است.
دیشب دومین شب برگزاری کلاس بود. موضوع این دوره، فرمان امام به مالک اشتر بود و آقای دلشاد چند بند فرمان امام را خواند و صحبت هایی کرد که الان آن صحبت ها موضوع این نوشتار نیست. من می خواهم درباره جلسه پرسش و پاسخ دیشب بنویسم. آدم واقعا بعضی وقت ها از دست سوالات و سوال کننده ها می خواهد جیغ بکشد.
مجری که برای خودش حق وتو قائل بود؛ قبل از خواندن سوالات کتبی، یک سوال شفاهی پرسید. موضوع سوال هم این بود که بالاخره امام علی طرفدار حکومت توتالیتر بود یا جکومتی را می پسندید که دولت در آن نقش حداقلی دارد؟ یکی هم نبود بگوید مومن! مگر آن دوره عقل بشر به این چیزها می رسید؟ اقای دلشاد می گفت امام علی معتقد بوده است دولت باید بستر مناسب فعالیت را آماده کند. خب! این حداقل را که همه حکومت ها قبول دارند. دعوای این روزها بر سر اندازه بستر سازی و ضریب نفوذ دولت است. اما طرف قانع نمی شد. احتمالا دنبال حدیثی می گشت که بگوید حکومت جمهوری از حکومت پادشاهی بهتر است.
عده ای هم دنبال آن بودن د که سوال های سیاسی بپرسند و بحث ها را به مباحث روز جامعه مرتبط کنند. بدون آن که در نظر بگیرند که آقای دلشاد از سیاسی شدن فضا می پرهیزد. یعنی، آن ها سوال سیاسی می پرسیدند و آن بنده خدا هم، یک گوشش در بود و یکی دروازه و به صورتی نرم، از جواب دادن در می رفت!
می خواهم بگویم نیازی نیست هر جا که می رویم فضا را سیاسی کنیم و یا آنقدر سخنران را تحت فشار بگذاریم تا آن چیزی را که می خواهیم بشنویم؛ به زبان بیارد. بیاییم بعضی جاها را حفظ کنیم. یعنی، این افتخار نیست که همه محافل مذهبیمان به خاطر انگیزه های سیاسیمان بسته شود. نیازی نیست همه حرف ها را مخاطب بی پرده بگوید. او قاعده کلی را که بگوید کافیست. بد نیست که زحمت تشخیص مصداق را خودمان بکشیم.